قلب شیشه ای
شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد... چرا شيشه شکست؟ مادري مي گويد... شايد اين رفع بلاست.
يک نفر زمزمه کرد... باد سرد وحشي، مثل يک کودک شيطان آمد، شيشه ي پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست، عابري خنده کنان مي آمد... تکه اي از آن را
بر مي داشت... مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ کس هيچ نگفت، قصه ام را نشنيد...
از خودم مي پرسم، آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟؟ 


+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 14:32  توسط ریحانه
|
در جلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید!!!
یک دنیا حرف نا گفتنی
و یک بغل تنهایی و دلتنگی
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!!!
و برگه سفیدم......
عاشقانه قطره را در آغوش میکشد!!
عشق تو نوشتنی نیست.......
در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک میکشم!!!
وقت تمام است.
برگه ها بالا..........
![Filename=1[1].jpg
Filesize=47KB
Dimensions=357x483
Date added=Feb 21, 2009 1[1].jpg](http://bahar-20.com/nsb/albums/userpics/10001/thumb_1%5B1%5D.jpg)
![Filename=1[3].jpg
Filesize=45KB
Dimensions=500x375
Date added=Feb 21, 2009 1[3].jpg](http://bahar-20.com/nsb/albums/userpics/10001/thumb_1%5B3%5D.jpg)
![Filename=aziztarin[1].jpg
Filesize=46KB
Dimensions=500x375
Date added=Feb 05, 2009 aziztarin[1].jpg](http://bahar-20.com/nsb/albums/userpics/10001/thumb_aziztarin%5B1%5D.jpg)
![Filename=1azizam[1].jpg
Filesize=44KB
Dimensions=500x375
Date added=Feb 22, 2009 1azizam[1].jpg](http://bahar-20.com/nsb/albums/userpics/10001/thumb_1azizam%5B1%5D.jpg)









+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:47  توسط ریحانه
|
عشق ما در شیشه ی فرهاد بود
عشق شیرین ریشه اش در باد بود
هیچ کس حرف صداقت را نزد
هیچ کس دل را بر این دریا نزد
یک نفر امروز در چشمم شکست
یک نفر بار سفر را بست و رفت
یک نفر با خاطراتم دور شد
یک نفر با قصه ها محشور شد

راستی میدونین چرا گل آفتاب گردون شب ها سرشو پایین می اندازه؟؟؟
چون نمی خواد به چشمک های ستاره جواب بده و به خورشید خیانت کنه..... 





+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 14:28  توسط ریحانه
|
نظر دبیران در مورد عشق
دبیر دینی:عشق یک محبت الهی است.
دبیر ورزش:عشق تنها توپی است که اوت نمیشود.
دبیر شیمی:عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمیزند.
دبیرادبیات:عشق باید مانند عشق لیلی ومجنون محور نظامی داشته باشد.
دبیر جغرافی: عشق تیری است که از فراز کوه های آسیا بر قلب مینشیند.
دبیر زیست: عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از راه چشم وارد میشود.

هیچ زمان به کسی دل نبند ... چون این دنیا اون قدر کوچیکه که دو تا دل
کنار هم جا نمیشه... ولی اگه دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون
این دنیا این قدر بزرگه که دیگه پیداش نمیکنی...
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 19:53  توسط ریحانه
|
دفتر عشق
یادمان باشد سر سجاده ی عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش ساز ونوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ،گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سر وپایی نکنیم.







زیر نور مهتاب در کنار بیدی عاشقی گفت به معشوقی چنین: که تو
ای یار عزیز بی تو هرگز نشود ماند در این تاریکی ،نتوان بود و شنود
و برای یک دم بی غم و غصه غنود…، نظری کرد بر آن دو مهتاب و
از این صحنه ی زیبا نظرش را نگرفت، حسدی بر دل برد و پیاپی
نگهش را سوی خورشید نمود،با نگاهی نگران گریه ای از غم دوری سر داد.
روز ها کرد گذر،عاشق آن شب مهتابی قبل روی معشوق ببوسید و
بگفت:بی تو هرگز نتوان ماند در این تاریکی نتوان بود وشنود و برای
یک دم بی غم و غصه غنود، ماه این جمله ی تکراری را بشنید وناگاه
در کمال حیرت روی معشوق بدید. نگهش خشک شد از پستی آن عاشق دون
.آری او خوب بدید که در این شب معشوق نیست آن کس که شب قبل نظر بر او کرد.
به خودش می لرزید از دروغ ونیرنگ و وفای کم عشاق زمانه...






گرمی سلامم آتش خاطره هاست پذیرا باش گرچه میان ما فاصله هاست
دوستای عزیز سلام .این وبلاگ تازه ساخته شده که امیدوارم با حضور
گرم شما صد ساله بشه.به نظر من عشق یعنی بارون...یعنی پاییز...
یعنی خاطره... پس امید وارم عشق و محبت مثل بارون پاییزی از
دلای پاکتون بباره.....موفق باشید.




+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 17:0  توسط ریحانه
|